تبلیغات
آموزش قواعد عربی دبیرستان - عربی دوم انسانی درس11
 
آموزش قواعد عربی دبیرستان
اُطلُب العلمَ
درباره وبلاگ


متن وترجمه وقواعد عربی دوره دبیرستان همه رشته ها وپایه ها

مدیر وبلاگ : محمدرضا علی پور ایوری
دوشنبه 6 خرداد 1392 :: نویسنده : محمدرضا علی پور ایوری

الدرس الحادى عَشَرَ : تَضحِیَة الاُمّ: فداکاری مادر

کانَت اُمّى تَشْتَغِلُ بِحیاکَةِ الْملابِسِ و تَعرِضُها للبیعِ لِتَحصُلَ علی النَّقُودِ اللّازمَةِ لِشِراءِ حاجاتِ البیتِ و کانَتْ تُتْعِبُ نَفْسَها فـى‏ العَمَلِ لیلاً و نهاراً.

مادرم مشغول دوختن لباس بود و آنها را برای فروش عرضه می‌نمود تا برای خریدن نیازهای خانه پول لازم به دست آورد وخودش را شبانه روزخسته می‌کرد

لطفابرای ادامه متن وترجمه روی ادامه مطلب کلیک کنید

الدرس الحادى عَشَرَ : تَضحِیَة الاُمّ: فداکاری مادر

کانَت اُمّى تَشْتَغِلُ بِحیاکَةِ الْملابِسِ و تَعرِضُها للبیعِ لِتَحصُلَ علی النَّقُودِ اللّازمَةِ لِشِراءِ حاجاتِ البیتِ و کانَتْ تُتْعِبُ نَفْسَها فـى‏ العَمَلِ لیلاً و نهاراً.

مادرم مشغول دوختن لباس بود و آنها را برای فروش عرضه می‌نمود تا برای خریدن نیازهای خانه پول لازم به دست آورد وخودش را شبانه روزخسته می‌کرد

سَألْتُ والدَتـﻰ: از مادرم پرسیدم:

لِماذا تُتْعِبینَ نفسَکِ فـى العملِ المُتِواصِلِ یا أمّى! فقالَتْ:

مادرم! چرا خودت را با کار مستمر خسته می کنی؟گفت:

إنّ العَمَلَ شـىءٌ حَسَنٌ، و أنا أعْمَلُ کثیراً حتّی اُوَفِّرَ الطّعامَ و المَلابِسَ و اللّوازمَ المَدْرَسیَّةَ.

کارچیزخوبی است ومن زیاد کار می‌کنم تا غذا ولباس ولوازم مدرسه رافراهم کنم.

وَ کانَتْ تَطلُبُ منّـﻰ دائماً أن أکتُبَ دُرُوسی و أعمَلَ بواجِباتى المدرسیَّةِ و کانِت تَقومُ هى بِتَحْضیرِ الطَّعامِ و إدارةِ البیتِ و فـى اللیالـى تَسْهَرُ و تَعْمَلُ من أجلِ راحتـﻰ.

همیشه از من می‌خواست که درس‌هایم را بنویسم و تکالیف مدرسه ام را انجام دهم و او خود آماده کردن غذا و اداره کردن خانه را انجام می‌داد،

او خودش غذا را آماده می کردو خانه را اداره می نمود وشبها بیداری می‌کشید و بخاطر راحتی من کار می‌کرد.

و کُنتُ أشاهِدُ مِقْدارَ الْجُهْدِ الّذى تَبذُلُه لِکَى تُوَفِّرَ لـى السَّعادةَ والحیاةَ الکریمةَ.یا لَها مِن أمّ حَنُونٍ!

ومن مقدار زحمتی را که او می‌کشید تا خوشبختی و زندگی شرافتمندانه برای من فراهم کند مشاهده می‌کردم.چه مادر مهربانی!

و أسألُ اللَّهَ أن یُوَفِّقَنـﻰ لخِدمَتِها فـى المسْتَقبلِ.

از خداوند می‌خواهم که به من توفیق دهد تا در آینده به او خدمت کنم.

اللسان : زبان

کانَ لُقمانُ تلمیذاً فـى صِغَرِهِ عِنْدَ أحَدِ الأطبّاءِ فأرسَلَ الأستاذُ تلمیذَه إلى السُّوقِ و طَلَب مِنهُ أنْ یَشتَرِىَ لَهُ أجْودَ قِطْعَةٍ مِن ذَبیحةٍ فَذَهَبَ وَ َرَجَعَ وَ مَعَهُ لِسانُ خَروفٍ. لقمان در خردسالی شاگرد یکی از طبیبان بود، استاد شاگردش را به بازار فرستاد و از او خواست که بهترین قسمت گوسفند سر بریده ای را برای او بخرد، او رفت و با زبان گوسفند برگشت.

 و فـى الیومِ الثّانـﻰ: درروزی ازروزها

أرسَلَهُ إلى السُّوقِ و طَلَبَ منه أنْ یَشتَرِىَ أرْدَأ قِطْعَةٍ مِنْ الذَّبیحةِ فَذَهَبَ وَ رَجَعَ وَ مَعَه لِسانُ خَروفٍ أیضاً. او را به بازار فرستاد و از او خواست که بدترین قسمت گوسفند سر بریده ای را بخرد و او رفت و در حالی برگشت که باز زبان گوسفند به همراه داشت.

فتعجَّبَ الأسْتاذُ مِنْ عَمَلِ تلمیذِه. پس استاد از کار شاگردش تعجب کرد،

فقالَ: ما وَجَدتُ فـى جِسْمِ الذَّبیحةِ قِطْعَةً أجْوَدَ و أرْدَأ مِن اللِّسانُ،

شاگرد گفت: در بدن گوسفند ذبح شده قطعه‌ای بهتر و بدتر از زبان پیدا نکردم.

 فاللِّسانُ الکاذِبُ النَّمَّامُ یُؤْذﻯ النّاسَ و یُغْضِبُ اللّهَ و اللِّسانُ الصادقُ المُصلِحُ یَنفَعُ النّاسَ و یُرضـﻰ اللّهَ.

زبان دروغگوی سخن‌چین مردم را می‌آزارد و خداوند را به خشم می‌آورد و زبان راستگوی اصلاحگر به مردم سود می‌رساند و خداوند را خشنود می‌سازد.





نوع مطلب : عربی دوم انسانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 16 مرداد 1396 12:27 ب.ظ
Just want to say your article is as astounding.
The clearness in your post is just excellent and i can assume you're an expert on this subject.
Fine with your permission allow me to grab your feed to keep up to date with forthcoming post.
Thanks a million and please continue the gratifying work.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :