تبلیغات
آموزش قواعد عربی دبیرستان - عربی دوم انسانی درس 18
 
آموزش قواعد عربی دبیرستان
اُطلُب العلمَ
درباره وبلاگ


متن وترجمه وقواعد عربی دوره دبیرستان همه رشته ها وپایه ها

مدیر وبلاگ : محمدرضا علی پور ایوری
دوشنبه 6 خرداد 1392 :: نویسنده : محمدرضا علی پور ایوری

الدّرس الثامن عَشَرَ  :  تمارین عامّة

جرأة الطفل((جرأت کودک))

سَیْطَرَ الأعداءُ علی مدینةٍ و أسَروا عَدَداً من أهالیها فقَصَدَ قائدُهُم أنْ یَخْتَبِرَ الاطفالَ مِنْ بَینِهِم لِیَنْتَخِبَ الأذکیاءَ مِنهُم لخِدمةِ ضُبّاطِهِ.

دشمنان بر شهری چیره شدند و تعدادی از اهالی آن را اسیر کردند، فرمانده آنها خواست که کودکان آنها را بیازماید تا هوشمندان آنها را برای خدمت افسران خود برگزیند.

لطفابرای ادامه متن وترجمه روی ادامه مطلب کلیک کنید

الدّرس الثامن عَشَرَ  :  تمارین عامّة

جرأة الطفل((جرأت کودک))

سَیْطَرَ الأعداءُ علی مدینةٍ و أسَروا عَدَداً من أهالیها فقَصَدَ قائدُهُم أنْ یَخْتَبِرَ الاطفالَ مِنْ بَینِهِم لِیَنْتَخِبَ الأذکیاءَ مِنهُم لخِدمةِ ضُبّاطِهِ.

دشمنان بر شهری چیره شدند و تعدادی از اهالی آن را اسیر کردند، فرمانده آنها خواست که کودکان آنها را بیازماید تا هوشمندان آنها را برای خدمت افسران خود برگزیند.

فأمَرَ کلَّ واحدٍ أن یَکتُبَ علی ورقةٍ عبارةً باختیارِهِ فکَتَبَ أحَدُهُم: "ما أسْعَدَ أولئکَ الّذینَ قُتِلُوا فـى ساحةِ الحَرْبِ لأنَّهم لَمْ یُشاهِدوا ذُلَّ وَطَنِهِم".

پس به هر یک دستور داد که روی ورقه‌ای به اختیار خود عبارتی را بنویسند یکی از آنها نوشت." چقدر خوشبخت هستند آنهایی که در میدان جنگ کشته شدند چون آنها خواری وطنشان را ندیدند" .

قَرأ القائدُ هذِه العبارةَ فتَعَجَّبَ مِنْ جُرْأةِ کاتِبها و أمَرَ بإحضارِهِ فأقبَلَ الولدُ مرفوعَ الرأسِ و وَقَفَ غیرَ خائفٍ مِنَ العقابِ الّذى یَنْتَظِرُهُ.

فرمانده این عبارت را خواند و از جرأت نویسنده آن تعجب کرد و دستور داد او را حاضر کنند، پسر سربلند پیش آمد و بدون ترس از مجازاتی که در انتظارش بود ایستاد.

نَظَرَ إلیه القائدُ وَ صافَحَه قائلاً: مَنْ یُخلِصْ لِوَطَنِهِ کَما أخْلَصْتَ فهو خَلیق أنْ یکونَ حُرّاً، اِذْهَبْ فأنتَ حُرٌّ.

فرمانده به او نگاه کرد و با او دست داد و گفت: هر کس برای وطن خود اخلاص ورزد همانطوری که تو اخلاص ورزیدی شایسته است که او آزاد باشد، برو که تو آزاد هستی.

الثَّعلَب و الْعِنَب:((روباه وانگور))

شَعَرَ ثعلبٌ بجُوعٍ شَدیدٍ، فَدخَلَ بُستانَ عِنَبٍ مِن ثَقْبٍ فـى سُورِه، لیَبْحَثَ عَن طَعامٍ فیهِ، فَوجَدَ عِنَباً ناضِجاً .

روباهی گرسنگی شدیدی احساس کرد، و از سوراخ دیوار به باغ انگوری وارد شد تا در آن غذایی بیابد و انگور رسیده ای یافت .

فأخَذَ یأکُلُ مِنهُ بوَلَعٍ حتّی انْتَفَخَ بَطْنُهُ و لمّا قَصَدَ الخُروجَ مِن الثَّقْبِ لَمْ یَقدِرْ، و با حرص شروع به خوردن آن کرد. تا اینکه شکمش باد کرد و وقتی خواست از سوراخ خارج شود نتوانست،  

 فبَقِىَ هناکَ أیّاماً لا یأکُلُ و لا یَشرَبُ حَتّی ضَمُرَ بَطْنُه ثمّ تَمَکَّنَ مِن أنْ یَخرُجَ مِن الثَّقبِ.

پس چند روزی آنجا ماند درحالی که چیزی نمی‌خورد و نمی‌نوشید تا این که شکم او لاغر شد سپس توانست از سوراخ خارج شود.

و عندَما خَرَجَ من البُسْتانِ نَظَرَ إلیه حَزیناً و قالَ: أیُّها البستانُ لَقَد دَخَلْتُکَ جائعاً و خَرجْتُ مِنکَ جائعاً.

و وقتی از باغ خارج شد اندوهگین به آن نگاه کرد و گفت: ای باغ! گرسنه وارد تو شدم و گرسنه از تو خارج شدم.

فما أجملَ قولَ الشاعرِ: و شاعر چه زیبا گفته است

فأحْزَمُ النّاسِ مَنْ لَوماتَ مِنْ ظَمَأٍ لا یَقرُبُ الوِردَ حتّی یَعْرِفَ الصَّدَرا .

دوراندیش ترین مردم کسی است که اگر از تشنگی بمیرد به آبشخور نزدیک نگردد تا راه بازگشت آن را بشناسد.





نوع مطلب : عربی دوم انسانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 25 شهریور 1396 08:49 ق.ظ
A motivating discussion is definitely worth comment.
I think that you should publish more on this issue, it
may not be a taboo matter but usually people don't talk about these issues.
To the next! Kind regards!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :