تبلیغات
آموزش قواعد عربی دبیرستان - عربی سوم انسانی درس9
 
آموزش قواعد عربی دبیرستان
اُطلُب العلمَ
درباره وبلاگ


متن وترجمه وقواعد عربی دوره دبیرستان همه رشته ها وپایه ها

مدیر وبلاگ : محمدرضا علی پور ایوری
دوشنبه 6 خرداد 1392 :: نویسنده : محمدرضا علی پور ایوری

اَلدّرس التّاسع: درس نهم

بِشْرٌ الْحافـى:بشر پابرهنه

...روزی كاغذی یافت بر آنجا نوشته "بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم

لطفا برای ادامه متن وترجمه درس روی ادامه مطلب کلیک کنید

اَلدّرس التّاسع: درس نهم

بِشْرٌ الْحافـى:بشر پابرهنه

...روزی كاغذی یافت بر آنجا نوشته "بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم"، عطری خرید و آن كاغذ را معطر كرد و به تعظیم، آن كاغذ را در خانه نهاد.

بزرگی، آن شب به خواب دید كه گفتند: بشر را بگویید:.

"طَیَّبتَ اسْمَنا فَطَیَّبْناك و بَجَّلْتَ اسْمَنا فَبَجَّلْناك، طَهَّرْتَ اسْمَنا فَطَهَّرْناك، فَبِعِزَّتى لَاُطَیِّبَنَّ اسْمَكَ فـى الدُّنیا و الْآخِرةِ"

"تذكِرة الْأولیاء لعِطّار النیسابورى"

"اسم ما را خوشبو گردانیدی ،پس تو را خوشبو كردیم و اسم ما را و گرامی داشتی، پس تو را گرامی داشتیم، اسم ما را پاكیزه كردی، پس تو را پاكیزه كردیم، قسم به عزت خودم نام تو را در دنیا و آخرت معطّر می‌كنم".

...فـى الْقرنِ الثّانـى عَرَفَتْ بغدادُ رَجُلاً عَیّاراً، یَطْرَبُ و یَلْهو بالْمَعاصى، إنَّهُ بشرُ بنُ الْحارِثِ... الَّذى قیلَ لَه فیما بَعْدُ: بِشرٌ الْحافـى.

... در قرن دوم بغداد مردی خوش‌گذران راشناخت كه خوش‌گذرانی می‌كرد و سرگرم گناه كردن بود، وی بشر پسر حارث بود... كسی كه بعدها "بشر حافی" گفته شد (لقب گرفت).

و فـى إحْدَی اللّیالـى حَدَثَ شى‏‏ءٌ قَلَبَ حیاةَ بِشرٍ حتّی صار النّاسُ یَتَبَرّكونَ بالتُّرابِ الَّذى تَطَؤُهُ قَدَماهُ.

و در یكی از شب‌ها چیزی رخ داد كه زندگی بشر را دگرگون كرد تا جایی كه مردم به خاكی كه او گام‌هایش را روی آن می‌گذاشت،تبرّك می جستند.

اِجتَمَعَ عِندَهُ فـى تلكَ اللّیلةِ، رُفقاؤُهُ... فـى سَهْرَةٍ لِلْغِناء والطَّرَبِ كانَ صوتُ آلاتِ اللَّهْوِ یَصِلُ مِن الدّارِ إلى الزُّقاقِ.

در آن شب دوستانش نزد او جمع شدند. در یك شب‌زنده‌داری، برای آواز خوانی و خوشگذرانی. صدای ابزار خوش‌گذرانی (آلات لهو موسیقی) از خانه به كوچه می‌رسید.

فـى ذلك الْوقتِ كان نورُ الْإمامةِ الْإلهیَّةِ یَقْتَرِبُ مِن الزُّقاقِ... مَرَّ الْإمامُ موسَی بنُ جعفرٍ (علیه‏السّلامُ) بِدارِ بشْرٍ. كانت الدّارُ تَضِجُّ بأصواتِ الشَّیطانِ... سَهْرَةٌ مُحَرَّمةٌ بِلاشَكٍّ، یَصولُ فیها إبلیسُ و یَجولُ...!

 در آن هنگام نور امامت خداوندی به كوچه نزدیك می‌شد ... امام موسی‌بن‌جعفر (ع) از خانه‌ی بِشر گذشت. خانه پُر از صداهای شیطان بود. بی تردید شب‌زنده‌داری (شب‌نشینی) حرامی بود كه، شیطان در آن جولان می‌داد ...!

وَقَفَ إمامُ الْهُدی مُوسَی الْكاظمُ (ع) و دَقَّ الْبابَ. فَتَحَتِ الْبابَ امْرأةٌ... نَظَرَتْ إلى الرّجُل الّذى لاتَعْرِفُه... سَألها الْإمامُ (علیه‏السّلامُ): امام هدایت موسی كاظم (ع) ایستاد و در زد. زنی در را باز كرد ... به مردی كه او را نمی‌شناخت نگاه كرد ... امام (ع) از وی پرسید:

صاحِبُ الدَّار حُرٌّ أم عَبْدٌ ؟!دَهِشَتِ الْمَرأة، و قالتْ:  بَلْ... حُرٌّ...!

صاحب خانه آزاد است یا بنده؟! زن حیرت زده شد، و گفت: البته.... آزاد است ....!

قالَ الصَّوتُ الْمُقدَّسُ: صَدَقْتِ! لو كانَ عبداً لِلّهِ، لَاسْتَحْیَا مِن اللّهِ!

آن صدای مقدّس گفت:‌ راست گفتی! اگر بنده ی خدا بود، حتماً از خداوند شرم می كرد!

ثمَّ تَرَكَها و انْصَرَفَ. سپس او را ترك كرد و برگشت (روانه شد).

كان بشرٌ قد سَمِعَ الْحِوارَ بَیْنَ الْمَرأةِ و الرَّجلِ الْغَریبِ، فَأسْرَعَ إلى الْبابِ حافیاً حاسِراً و صاح بها: بشر گفتگوی میان زن و مرد غریب را شنیده بود، پس به سرعت پا برهنه و سر برهنه به سوی در شتافت و بلند او را (زن) صدا كرد:

مَن كَلَّمَك عندَ الْبابِ؟ فأخْبَرَتْهُ بِما كانَ ... ثمّ سأل: فـى أىِّ اتّجاهٍ ذهب؟

 چه كسی كنار در با تو حرف زد؟از آنچه رخ داده بود او را باخبر كرد .... سپس پرسید:به كدام طرف رفت؟

فأشارت إلیهِ... فَتَبِعَهُ بِشرٌ و هو حافٍ حَتّی لَحِقَهُ و قالَ لَه: یا سَیّدى! أعِدْ عَلَىَّ ما قُلْتَه لِلْمَرأةِ...

پس به سوی او [امام] اشاره كرد... بشر پا برهنه به دنبال او رفت تا این كه به او رسید و به وی گفت:ای سرور من ! آنچه را كه به زن گفتی ، برای من تكرار كن....

فَأعادَ الْإمامُ (ع) كلامَه. كانَ نورُ اللّهِ قد أشْرَقَ تلك اللَّحظةَ فـى قَلْبِ الرَّجلِ و غَمَرَهُ فَجْأةً كَما یَغْمُرُ ضَوْءُ الشّمسِ غُرْفَةً مُظْلِمَةً سوداءَ. پس امام (ع) سخنش را برای او بازگو كرد. در آن هنگام نور خداوندی دردل مرد تابیده و ناگهان او را پوشاند همان‌طور كه نورِ خورشید، اتاقی تاریك و سیاه را می پوشاند.

قَبَّلَ بشرٌ یَدَ الْإمامِ (ع) و مَرَّغَ خَدَّیْهِ بالتُّرابِ و هو یبكى و یقول: بَلْ عبدٌ...! بَلْ عبدٌ...! بشر دست امام (ع) را بوسید و هر دو گونه‌اش را به خاك مالید، در حالی كه می‌گریست و می‌گفت: البته بنده ام ...! البته بنده ام ...

منذُ ذلكَ الْوقتِ بَدَأتْ فـى حیاةِ بِشرِ بنِ الْحارثِ صفحَةٌ جدیدةٌ بَیْضاءُ. و عَزَمَ الرَّجلُ التّائبُ أنْ یَظَلَّ طولَ حیاتِهِ حافیاً.

از آن زمان صفحه‌ی تازه‌ی سفیدی در زندگی بِشر شروع شد. و مرد توبه كار تصمیم گرفت كه در طول زندگی‌اش پابرهنه بماند

قیلَ لَهُ یوماً: لماذا لا تَلْبَسُ نَعْلاً ؟ قالَ: لأِنّى ما صالَحَنـى مَولاىَ إلّا و قد كُنتُ حافیاً. و سَوف أظَلُّ حافیاً حَتّی الْموتِ.

. روزی به او گفته شد: چرا كفشی نمی‌پوشی؟ گفت: زیرا سرورم با من آشتی نكرد مگر وقتی كه پابرهنه بودم، و تا هنگام مرگ پابرهنه خواهم ماند.

و هكذا صار بشر بنُ الْحارثِ عابداً مِن أطْهَرِ الْعُبّاد و زاهداً مِن أشْهَرِ الزُّهّادِ.

و اینگونه بِشر بن حارث عبادت كننده ای از پاك ترین عبادت كنندگان و پارسایی از مشهورترین پارسایان شد.





نوع مطلب : عربی سوم انسانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 15 تیر 1396 11:49 ب.ظ
My brother recommended I may like this web site. He was totally right.
This publish actually made my day. You can not consider simply how a lot time I had
spent for this information! Thank you!
پنجشنبه 15 تیر 1396 11:49 ب.ظ
My brother recommended I may like this web site. He was totally right.
This publish actually made my day. You can not consider simply how a lot time I had
spent for this information! Thank you!
یکشنبه 4 تیر 1396 01:28 ب.ظ
Glad to be one of several visitants on this awful web site :D.
سه شنبه 2 خرداد 1396 01:11 ب.ظ
Magnificent goods from you, man. I have understand your stuff previous to and you are
just too wonderful. I actually like what you've acquired here, really like what you are saying and the way in which you say it.
You make it enjoyable and you still care for to keep it smart.

I can not wait to read far more from you. This is actually a
terrific site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :