تبلیغات
آموزش قواعد عربی دبیرستان - عربی سوم انسانی درس13
 
آموزش قواعد عربی دبیرستان
اُطلُب العلمَ
درباره وبلاگ


متن وترجمه وقواعد عربی دوره دبیرستان همه رشته ها وپایه ها

مدیر وبلاگ : محمدرضا علی پور ایوری
دوشنبه 6 خرداد 1392 :: نویسنده : محمدرضا علی پور ایوری

الدّرسُ الثالثَ عَشَرَ: درس سیزدهم

النّاسِكُ و الشَّیْطانُ : پرهیزكار و شیطان

لطفا برای ادامه متن وترجمه درس روی ادامه مطلب کلیک کنید

الدّرسُ الثالثَ عَشَرَ: درس سیزدهم

النّاسِكُ و الشَّیْطانُ : پرهیزكار و شیطان

اِتّخَذَ قَومٌ شجرةً، لِلْعبادةِ مِن دونِ اللّهِ تَعالَی. سَمِعَ بذلكَ رجلٌ ناسِكٌ فقال: بِئْسَ الْعملُ عَمَلُهم! ثُمَّ أخَذَ فَأساً و ذَهبَ لِیَقْطَعَ الشَّجَرةَ. فـى الطّریقِ اِعْتَرَض لَهُ الشَّیطانُ وصاحَ

قومی درختی را برای عبادت كردن به جای خداوند متعال برگزیدند، مردی پارسا این مطلب را شنید و گفت: كار آن‌ها بد كاری است. سپس تبری گرفت و رفت تا درخت را قطع كند. در راه شیطان مانع او شد و فریاد كشید:

قِفْ! لِماذا تُریدُ قَطْعَها؟! لِأنَّها تُضِلُّ النّاسَ! ایست! چرا می خواهی آن را قطع كنی؟!زیرا مردم را گمراه می سازد!

و ما شَأنُكَ بالنّاسِ؟! دَعْهُمْ فـى ضَلالِهِم...! و تو با مردم چه كار داری؟! آنان را در گمراهی خود رهاکن.          

بِئْسَ الْقَولُ قولُك! كیف أدَعُهُم فـى الضَّلالِ؟ مِن واجبـى أنْ أهدِیَهُم. سخن تو، بد سخنی است! چگونه آنان را در گمراهی فرو گذارم؟ برمن واجب است كه آنان را هدایت كنم.

لَنْ أسْمَحَ لكَ! سَأقْطَعُها...! هرگز به تو اجازه نخواهم داد! به زودی آن را قطع خواهم كرد!

عِندئذٍ أمْسَكَ إبلیسُ بِخِناقِ النّاسك، فَصَرَعَهُ النّاسِكُ و قالَ لَهُ:

در این هنگام شیطان یقه‌ی عابد را گرفت، مرد عابد او را به زمین زد و به وی گفت:

هل رأیتَ قُوَّتى؟! قال إبلیسُ الْمهزومُ: آیا نیروی مرا دیدی؟شیطان شكست خورده گفت:

ما كنتُ أظُنُّ أنَّكَ قَوىٌّ هَكَذا! دَعْنـى وافْعَلْ ما شِئْتَ...!

 فكر نمی‌كردم تو این‌چنین قوی باشی! مرا رهاکن و هر چه می‌خواهی انجام بده ...!

فـى الْیَومِ التّالـى... ذهب النّاسِكُ لِیَقْطَعَ الشَّجرةَ. و فـى الطّریقِ سَمعَ صوتَ إبلیسَ، یقول:

 روز بعد ... مرد پارسا رفت تا درخت را قطع كند. و در راه صدای شیطان را شنید كه می‌گفت :

هل عُدْتَ الْیَومَ لِقَطْعِها؟! آیا امروز برگشتی كه آن را قطع كنی؟!

أمَا قُلْتُ لكَ؟! ... فلابُدَّ مِن قَطْعِها... سَأظَلُّ اُقاتِلُكَ حَتّی تكونَ كلمةُ اللّهِ هى الْعُلْیا. أمْسَكَ إبلیسُ بِخِناقِه و تَقاتَلا... حَتّی سَقَطَ إبلیسُ! فَجَلَس النّاسِكُ علی صَدْرِه؛ فقال له إبلیسُ:

آیا به تو نگفتم؟! ... چاره‌ای جز قطع آن نیست ... با تو خواهم جنگید تا كلمه‌ی "الله" بلند مرتبه باشد. شیطان یقه‌ی او را گرفت و با هم جنگیدند ... تا این كه شیطان افتاد! مرد پارسا بر روی سینه‌ی او نشست و شیطان به او گفت:

إنَّ قُوَّتَكَ عجیبةٌ! دَعْنـﻰ و افْعَلْ ما تُریدُ! واقعاً نیروی تو شگفت آور است! مرا فروگذار و هر چه می خواهی بكن!

فـى الْیَومِ الثّالثِ... فَكَّرَ إبلیسُ لحظةً. ثُمَّ تَلَطَّفَ فـى كلامِه و قال لِلنّاسِكَ ناصِحاً:

در روز سوم ... شیطان لحظه‌ای فكر كرد. سپس با نرمی حرف زد و پند گویانه به عابد گفت:

نِعْمَ الرّجُلُ أنتَ ولكن أتَعْرِفُ لِماذا اُعارِضُكَ فـى قَطْعِ الشَّجَرةِ؟ !

 تو چقدر مرد خوبی هستی اما آیا می‌دانی چرا در قطع كردن درخت با تو مخالفت می‌كنم؟

إنّى اُعارِضُكَ رحمةً بكَ و شفَقَةَ علیكَ! لِأنَّ عُبّادَ الشَّجرةِ سوف یَغضِبونَ علیك! دَعْ قَطعَها و أنا أجَعَلُ لك فـى كلِّ یَومٍ دینارَیْنِ ذَهَباً و سوف تعیشُ فـى أمانٍ و ﭐطْمِئنانٍ

من به خاطر مهربانی و دلسوزی نسبت به تو ، با تو مخالفت می‌كنم! زیرا عبادت كنندگانِ درخت بر تو خشم خواهند گرفت! قطع آن را رها كن و من برای تو هر روز دو دینار طلا می گذارم و در امنیت و اطمینان زندگی خواهی كرد!

دینارَیْنِ؟!نَعَم دینارینِ، تحتَ وِسادَتِك...! دو دینار؟!بله دو دینار زیر بالشتت ...!

اُعاهِدُك و سَتَعْرِفُ صِدْقَ عَهْدى. با تو پیمان می بندم و راستیِ پیمانم را خواهی دانست

بَعْدَئذٍ... كانَ النّاسِكُ یَمُدُّ یَدَهُ تَحْتَ وِسادَتِه كُلَّ صَباحٍ، فَیُخرجُ دینارَیْنِ. از آن پس ... مرد پارسا هر روز صبح دستش را زیر بالش خود دراز می‌كرد و دو دینار درمی‌آورد

و فـى صباحِ أحَدِ الْأیّامِ مَدَّ یَدَهُ، كَالعادةِ، فَخَرَجت فارغةً...!

 در صبح یكی از روزها طبق عادت، دستش را دراز كرد، ولی خالی بیرون آمد ... !

لَقَد قَطَع عنه إبلیسُ دنانیرَ الذَّهَبِ! عندئِذٍ غَضِبَ النّاسِكُ و نَهَضَ... و أخَذَ فَأسَهُ و ذهب لِقَطْعِ الشَّجرةِ.

 شیطان دینارهای طلا را از او قطع كرده ! در این هنگام مرد پارسا خشمگین شد و برخاست ... و تبرش را گرفت و برای بریدن درخت به راه افتاد.

اِعَتَرضَه إبلیسُ فـى الطَّریقِ وصاحَ: شیطان در راه جلو او را گرفت و فریاد زد:

قِفْ! إلى أینَ؟!إلى الشَّجرةِ... أقطَعُها...! بایست! كجا!به طرف درخت .... آن را قطع می كنم ...!

قَهْقَهَ الشّیطانُ ساخِراً: شیطان مسخره كنان قهقهه زد:

تَقْطَعُها لِأنّى قَطَعتُ عنكَ الذَّهَبَ! بِئْسَ الْفعلُ فِعلُكَ! آن را می‌بری زیرا من طلا را از تو بریدم! چقدر كار تو،‌ كار بدی است!

بَلْ لَأقْطَعُ شَجرةَ الغَىِّ و اُشْعِلُ مَشْعَلَ الْهدایةِ! درخت گمراهی را قطع می کنم ومشعل هدایت را روشن می کنم

وَ انقَضَّ النّاسِكُ علی إبلیسَ و تصارَعا لحظةً، فَسَقَط النّاسِكُ و جلس إبلیسُ علَی صَدرِ النّاسكِ مُتَكبِّراً، یقول له:

مرد پارسا به طرف شیطان یورش برد و لحظه‌ای با هم كشتی گرفتند، مرد پارسا به زمین خورد و شیطان با غرور روی سینه‌ی مرد پارسا نشست، به او می گفت:

أیْنَ قُوَّتُكَ الْآنَ؟ هم اینك نیرویت كجاست؟

خرج مِن صَدْرِ النّاسك الْمغلوبِ صَوتٌ یقولُ: از سینه مرد پارسای شكست خورده صدایی بیرون آمد كه می گفت:

أخْبِرْنـى...! كیف غَلَبْتَنـﻰ أیُّها الشَّیطانُ؟! فقال إبلیسُ:

به من بگو.... ! ای شیطان چگونه بر من غلبه كردی؟!پس شیطان گفت:

اَلْمَسألةُ سَهْلَةٌ یَسیرةٌ. لَمّا غَضِبتَ لِلّهِ غَلَبْتَنـى و لمّا غَضِبْتَ لِنَفْسِكَ غَلَبْتُكَ. سؤال ساده و آسانی است. وقتی كه به خاطر خدا خشمگین شدی بر من پیروز شدی و هنگامی كه به خاطر خودت عصبانی شدی، بر تو پیروز شدم.

 عِنْدَما قاتَلْتَ لِعقیدَتِكَ صَرَعْتَنـى و عندما قاتلتَ لِمَنفَعَتِك صَرَعْتُكَ! هنگامی كه به خاطر اعتقاد خود با من جنگیدی مرا به زمین زدی و زمانی كه برای سود خود با من جنگیدی،‌ تو را به زمین زدم!





نوع مطلب : عربی سوم انسانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 آذر 1396 11:24 ب.ظ
Just want to say your article is as astounding. The clearness to your submit is simply spectacular and
i could suppose you are a professional in this subject.
Well with your permission let me to seize your feed to
stay up to date with drawing close post. Thanks 1,000,000 and please continue the gratifying work.
سه شنبه 2 خرداد 1396 10:44 ق.ظ
Hi there every one, here every person is sharing these experience, thus it's good to read this blog, and I used to pay a visit this webpage daily.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :