تبلیغات
آموزش قواعد عربی دبیرستان - عربی سوم انسانی درس 16
 
آموزش قواعد عربی دبیرستان
اُطلُب العلمَ
درباره وبلاگ


متن وترجمه وقواعد عربی دوره دبیرستان همه رشته ها وپایه ها

مدیر وبلاگ : محمدرضا علی پور ایوری
دوشنبه 6 خرداد 1392 :: نویسنده : محمدرضا علی پور ایوری

الدَّرسُ‌ السادسَ عَشَرَ: درس شانزدهم

أیْنَ ﭐلزّادُ... یا مسافرُ؟! زاد و توشه كجاست ... ای مسافر؟!

لطفا برای ادامه متن وترجمه درس روی ادامه مطلب کلیک کنید

الدَّرسُ‌ السادسَ عَشَرَ: درس شانزدهم

أیْنَ ﭐلزّادُ... یا مسافرُ؟! زاد و توشه كجاست ... ای مسافر؟!

یا هذا! عَقْلُكَ یَدْعوكَ إلَی التَّوبةِ و هواكَ یَمْنَعُ... و الْحَربُ بینهما. فَإنْ جَهَّزْتَ جَیْشَ عزْمٍ، فَرَّ الْعَدُوُّ.

 ای فلانی! عقلت تو را به سوی توبه فرا می‌خواند و هوای نفست مانع می‌شود ... و میان آن دو جنگ است. اگر لشكر اراده را آماده كنی،‌ دشمن می‌گریزد.

تَنْوى قیامَ اللَّیلِ فَتَنامُ و تَحْضُرُ مجلِسَ الوَعْظِ فَلا تَبْكى، ثمَّ تقولُ: ما السَّببُ؟! ﴿ قُلْ: هُوَ مِنْ عندِ أنْفُسِكم﴾

نیت نماز شب می‌كنی، ولی می‌خوابی و در مجلس موعظه می‌نشینی و گریه نمی‌كنی، سپس می‌گویی، علت چیست؟! "بگو: از جانب خودتان است."

عَصَیْتَ بِالنَّهارِ... فَنِمْتَ باللَّیلِ. أكلتَ الحرامَ فَأظْلَمَ قَلْبُكَ...!

 در روز، نافرمانی و گناه كردی ... و در شب خوابیدی. حرام خوردی و دلت تاریك شد ...!

إذا غَیَّرَ الْمِسكُ الْماءَ مُنِعَ الْوضوءُ، فكیف بِالنَّجاسَةِ؟! ،

[رنگِ] آب را تغییر دهد، وضو گرفتن ممنوع می‌شود، پس با نجاست چطور می‌شود؟! (وضو با نجاسات چطور می‌شود؟!)

أكثرُ فَسادِ القلبِ مِن تَخْلیطِ الْعَیْنِ. مادام بابُ العَینِ مُحْكماً بالغَضِّ فَالْقلبُ سلیمٌ مِن آفةٍ.

 زمانی كه مُشك بیشتر فساد دل از آمیخته شدن چشم به گناه است. تا زمانی كه درِ چشم با "فروبستن چشم" محكم باشد، دل از آفت در سلامت است و زمانی كه در باز شود،

فاذا فُتِحَ البابُ طار طائرٌ... و رُبَّما لا یَعودُ! پرنده پرواز می‌كند ... و چه بسا بازنگردد ...!

واعَجبا علیكَ! تَعُدُّ التَّسبیحَ بِسُبْحَةٍ... فَهَلّا جَعلتَ لِعَدِّ الْمَعاصى سُبْحَةً أخرَی؟! یا مَنْ یَخْتارُ الظَّلامَ عَلی الضَّوءِ... الذُّباب أعْلَی هِمَّةً منكَ... إذا أظْلَمَ البیتُ خَرَجَ الذُّبابُ إلى الضَّوءِ.

شگفتا با تسبیح سبحان‌الله می شماری‌ ... آیا برای شمارش گناهان تسبیح دیگری در نظر گرفته ای؟! ای آن كه تاریكی را بر روشنایی برمی‌گزینی ... اراده‌ی مگس بالاتر از توست ... هر گاه خانه تاریك شود، مگس به سوی نور می‌رود.

علیكَ بِتَدْبیرِ دینِكَ كما دَبَّرتَ دنیاكَ! لو عَلِقَ ثوُبك بِمِسمارٍ... رَجَعتَ إلى الوَراءِ لِتَخلیصِه... هذا مِسْمارُ الإصرارِ قد تَشَبَّثَ بقلبكَ...! فَلَوْ عُدْتَ إلى النَّدَمِ خُطوَتَیْنِ تَخَلَّصْتَ.

 باید در اندیشه‌ی دین خود باشی همان‌طور كه در اندیشه‌ی دنیایت هستی! اگر لباست به میخی گیر كند ... برای آزاد كردن آن به عقب باز می‌گردی ... این میخ پافشاری ]برگناهان[ است كه بر دل تو چنگ زده است ...! اگر دو گام در پشیمانی به عقب برگردی، خلاص می‌شوی.

لابُدَّ مِن عَزْمٍ یُؤْخَذُ بالْحَزْمِ. مَن رَقَّ لِبُكَاءِ الطِّفْلِ لَم یَقدِرْ عَلی فِطامِه! باید اراده ای وجود داشته باشد كه با دور اندیشی همراه باشد. هر كه برای گریه‌ی كودك دلسوزی كند، نمی‌تواند او را از شیر بازگیرد.

اَلْمعاصى سُمٌّ و القلیلُ مِنه یَقتُلُ. الدُّنیا وراءَك و الأخْرَی أمامَكَ... و الطَّلَبُ لِما وراءَكَ هَزیمةٌ. گناهان سم هستند و اندكی از آن كشنده است. دنیا پشت سرت و آخرت در برابرت است و درخواستِ آنچه پشت سرت است، شكست می‌باشد.

وَیْحَكَ! دَعْ مَحَبَّةَ الدُّنیا، فَعابِرُ السّبیلِ لا یَتَوَطَّنُ. وای بر تو! دوستی دنیا را فرو گذار زیرا رهگذر وطن نمی گزیند.

واعجبا! تَضیعُ منكَ حَبَّةٌ فَتَبكى... و قد ضاعَ عُمرُكَ و أنتَ تَضْحَكُ! اِنقَضَی الْعمرُ فـى خِدْمَةِ الْبَدَنِ... و حوائجُ القلبِ كُلُّها واقفةٌ! شگفتا! دانه‌ای از دستت می‌رود، گریه می‌كنی ... و عمرت تباه شده است درحالی كه می‌خندی! عمر در خدمت كردن به بدن سپری شد ... در حالی كه تمام آرزوهای دل همچنان بر جا است.

و اللّهِ لیس إخوةُ یوسفَ لمّا باعوا یوسفَ بثَمَنٍ بَخْسٍ أعْجَبَ منكَ؛ لَمّا بِعْتَ نَفْسَكَ بِمَعْصیةِ ساعةٍ!

به خدا سوگند، كار برادران یوسف زمانی كه یوسف را به بهای اندك فروختند،‌ از [كار] تو شگفت‌آورتر نیست هنگامی كه خود را برای یك ساعت گناه فروختی.

جَسَرْتَ عَلَی الْمعاصى فَانقلَبتْ علی "الْجیمِ" النُّقطةُ

 بر گناه كردن جسارت نمودی، پس نقطه‌ی جیم دگرگون شد! [جَسَرَ = جسارت كرد، به خَسَرَ = زیان دید، تبدیل شد]

أیُّها المسافرُ بِلازادٍ... لا راحِلةَ و لا جوادَ! ای مسافر بدون توشه ...! هیچ شتر و اسب راهواری وجود ندارد!

أیّها الزّارعُ... قَد آنَ الْحِصادُ ! ای كشاورز ... ! زمان درو فرا رسیده است!





نوع مطلب : عربی سوم انسانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 16 آذر 1396 11:32 ب.ظ
Thank you for the auspicious writeup. It in fact was a amusement
account it. Look advanced to more added agreeable from you!
By the way, how could we communicate?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :